مدارس ارفک

مدارس درحال ساخت

سال ۱۴۰۳ و با گذشت ۸ سال از فعالیت ارفک و اندوختن تجربه های ارزشمند مبنی بر اثرگذاری به سزای محیط آموزش بر کیفیت آموزش و همچنین حضور مستمر و مشاهده گری در استان ها و مناطق کمتر برخوردار کشور، عدم وجود محیط آموزشی مناسب برای فرزندان ایران زمین از مهمترین یافته هایی بود که بدست آوردیم، بنابراین بر آن شدیم تا در رویداد #مهر_بانی_میخواهد ۱۴۰۳ به یاری پروردگار و همراهی مهر،بانان مدارسی برای فرزندان ایران زمین بسازیم. تحقق این هدف، مسیر دستیابی به اهداف اصلی رویداد #مهر_بانی_میخواهد یعنی ارتقای سطح آموزش، افزایش عزت نفس و ترغیب کودکان به ادامه تحصیل را هموار خواهد ساخت. تحقیقات و نیاز سنجی های این رویداد حاصل سفرهای متعدد به این نقاط و همچنین انجام پژوهش های تخصصی در زمینه های شرایط زیست محیطی و تناسب آموزش با نوع زندگی توسط مسئولین ارفک، نشست و گفت و گو با مدیران و معتمدين محلی در این مناطق بوده است. علاوه بر این‌ها مطالعات فرهنگی و محیطی، بررسی های فنی از قبیل محدودیت های ساخت، آثار زیست محیطی و دیگر عوامل موثر بر ساخت و نگهداری مدارس نیز توسط تیم های فنی همکار با ارفک صورت پذیرفته است. در ادامه سعی بر این است تا علاوه بر معرفی هرچه بهتر و کامل تر این رویداد، بتوانیم همراهی، مشارکت و حضور ارزشمند شما را نیز در این رویداد داشته باشیم تا بتوانیم با اجرای اثرگذار تر در کنار یکدیگر در راستای تلاش برای ایجاد عدالت آموزشی قدم برداریم و این پیام را به کودکان سرزمینمان برسانیم که شما در این مسیر تنها نیستید.

مدرسه مهر (روستای داربری-شهر مارگون-استان کهگیلویه و بویراحمد)

مدرسه برای هر کدام از ما با خاطرات و تجربه های دوران کودکی زنده می شود؛ تصویری از یک ساختمان ساده با چند اتاق، درب و پنجره و میز و صندلی هایی که منتظر نشستن ما بودند و حیاطی که صدای زنگ تفریحش شور و هیجان بازی های کودکانه را در هوا می پراکند.

دبستان، برای بسیاری از ما یعنی دیوارهای رنگی و کلاس های پرنور یعنی بابا نان داد، همان جایی که صدای خنده و فریادهای کودکان به گوش می رسد؛ همان کودکانی که با شور و شوق میخوانند: “م” مثل مدرسه، “ع” مثل عدالت، “آ” مثل آموزش.

اما دبستان در روستای داربری، داستانی دیگر داشت. از دور صدای شور و شوق کودکان به گوش می رسید. به دنبال صدا به راه افتادیم و به دنبال مدرسه ای می گشتیم؛ خبری نبود، نه از مدرسه با دیوارهای رنگی یا کلاس های پر نور، نه حتی اتاقکی ساده…

مرکز صدا اما، آغل چهارپایان بود و محل نگهداری علوفه برای حیوانات با پنجره ای کوچک…

دوست داریم باور نکنیم که بچه ها همان صاحبان قشنگترین خنده های دنیا در آغل درس میخوانند.

مبهوت در رویاهایمان، تعریف مدرسه را مرور می کردیم که با طنین صدای کودکانی با دل های بزرگ به دنیای واقعیت بازگشتیم، صداهای رسایی که تکرار می کردند:

“اُ”مثل امید “م” مثل مهر،بان

مدرسه روستای داربری

مدرسه مهر (روستای چال شاهین- بخش لوداب- استان کهگیلویه و بویراحمد)

چال‌شاهین، نامی برگرفته از پرنده‌ای تیزپرواز و آزاد است؛ پرنده‌ای که لانه‌اش را بر بلندترین و صعب‌العبورترین قله‌ها می‌سازد. این روستا نیز همچون نامش، در ارتفاعات دوردست و زیبای لوداب جای گرفته است. راه رسیدن به آن آسان نیست؛ باید جاده‌ای سنگلاخی و پرپیچ‌وخم را پشت سر گذاشت که تنها هفت کیلومتر آن گاهی نزدیک به یک ساعت زمان می‌برد.

مردمان چال‌شاهین، در طول تاریخ سختی‌های فراوانی را پشت سر گذاشته‌اند. سرمای سوزان زمستان و روزهای برفگیر هرگز نتوانسته روحیه و استقامت آنان را از بین ببرد. حتی زمانی که روزها امکان خروج از روستا وجود ندارد، مهربانی و مهمان‌نوازی‌شان زبانزد خاص و عام است.

این روستا روزگاری سرشار از باغات و گل‌های محمدی بود، اما امروز با مشکل کم‌آبی روبه‌روست. چشمه اصلی چال‌شاهین که بیش از یک قرن حیات‌بخش مردم بود، خشکیده و کام روستا نیز با آن خشک شد. با وجود این، امید و زندگی همچنان در دل مردم جاری است.

مدرسه در چال‌شاهین تنها یک محل آموزش نیست؛ کانون اجتماعی، فرهنگی و حتی درمانی روستاست. بسیاری از نشست‌ها و فعالیت‌ها در همین مدرسه برگزار می‌شود، چرا که مردم برای رسیدن به درمانگاه یا تهیه مایحتاج روزانه باید مسیر طولانی و دشواری را طی کنند تا به نزدیک‌ترین مرکز خدماتی برسند و دوباره به روستا بازگردند.

اما کودکان این دیار هنوز آن‌گونه که باید، تجربه‌ی واقعی «مدرسه» را نداشته‌اند. آن‌ها آرزو دارند اتاقی روشن با نیمکت‌های ساده داشته باشند؛ تخته‌ای که روی آن کلمات زندگی نوشته شود و پنجره‌ای که رو به فردایی روشن باز شود.

ما در « ارفک» وقتی قدم به این روستا گذاشتیم، به جای صدای زنگ مدرسه، قدم‌های خسته کودکان در مسیر سنگلاخی را شنیدیم. همان‌جا بود که تصمیم گرفتیم با همراهی مهر،بانان، مدرسه‌ای بسازیم تا پرنده‌های کوچک چال‌شاهین هم بال پرواز داشته باشند؛ مدرسه‌ای که نه تنها چهاردیواری و تخته‌سیاه، بلکه خانه‌ای برای رویاها و آینده‌ی روشن فرزندان این سرزمین باشد.

مدرسه مهر (روستای داربری-شهر مارگون-استان کهگیلویه و بویراحمد)

مدرسه مهر (روستای باجولی- بخش سپیدار-استان کهگیلویه و بویراحمد)
روستای باجولی در دل سپیدار بویراحمد، روستایی کوچک اما پر از بزرگی است. جایی که زندگی با سختی‌ها گره خورده، اما مردمش هنوز به آینده امیدوارند.
این روستا تنها یک نقطه روی نقشه نیست؛ سنگرگاه مردمان دلیری همچون کی‌لهراسب باطولی است که با شجاعت در تاریخ ایستاد و نامش را جاودانه کرد. امروز، فرزندان همان سرزمین، آرزو دارند در کلاس‌هایی امن و روشن، درس بیاموزند و فردایی روشن بسازند.
اما مدرسه ابتدایی شهید مطهری باجولی، هنوز ابتدایی‌ترین نیازها را ندارد.
آب آشامیدنی سالم نیست؛ کودکان به جای تمرکز بر مشق و کتاب، با تشنگی می‌جنگند.
سرویس‌های بهداشتی شرایط مطلوبی ندارند، خبری از زمین و سالن ورزشی نیست، مسجدی که مرکز فرهنگی و معنوی باشد، وجود ندارد.
سال‌ها کودکان این روستا در کانکس‌های سرد و کلاس‌های سنگی فرسوده درس خوانده‌اند؛ با هر زمزمه‌ی ریزش دیوار، دل والدینشان لرزیده است. در سرمای برفگیر زمستان، وقتی زمین سفیدپوش می‌شود، هنوز جایی امن و گرم برای تحصیل ندارند.
اینجا بود که ما در «ارفک» تصمیم گرفتیم، مدرسه‌ای تازه بسازیم؛
نه فقط چهاردیواری و تخته‌سیاهی ساده، بلکه پناهگاهی برای امید و آینده.
مدرسه‌ای که در آن کودکان باجولی دیگر از سوز سرما در امان باشند، و در کنار درس خواندن، رویاهایشان را پرورش دهند.

مهر،بان گرانقدر جهت تمایل به مشارکت در تامین منابع مورد نیاز و کسب اطلاعات بیشتر فرم زیر را برای ما ارسال کنید!

همچنین میتوانید با واحد روابط عمومی به شماره ۰۹۱۲۷۹۰۷۵۸۵ تماس حاصل فرمایید!
سپاس از اینکه بانی مهر هستید.
مهرتان مانا!